در حسرت بهار نشستم نیامدی...

در حسرت بهار نشستم نیامدی
در خیمه گاه غربت و تنهایی فراق
رنجور و بی قرار نشستم نیامدی
در غم سرای خلوت دل بی تو ای عزیز
با چشم اشکبار نشستم نیامدی

|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 گنبد وگلدوسته حرم حضرت عباس

|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 روایت خواندنی از شیعه شدن فیلیپ سندروس، مدافع تیم ملی سوئیس


 
به گزارش «شیعه نیوز»، فلیپ سندروس، اگر فوتبالیست نمی شد حتما روحانی کلیسا می شد اما حالا در روزهای اوج شهرت و عضویت در تیم ملی سوییس و توپ زدن در فولهام انگلیس، تحصیلاتش را در رشته ادیان به پایان رسانده و با دختری از ایران آشنا شده که دریچه ای جدید را به رویش گشوده است.
 
 همسر فعلی فیلیپ سندروس، دختری تهرانی و از سادات است که فیلیپ، اسلام شیعی او را دینی دوست داشتنی یافته و به شیعه گرویده است. امام مرکز اسلامی منچستر، فردی است که به فیلیپ در درک اسلام و تشیع کمک کرده است. او نقش همسر فیلیپ را در شیعه شدنش مهم می داند و معتقد است، غیرمسلمانان در ابتدا می خواهند اسلام بیاورند و خیلی تفاوت شیعه و سنی را نمی دانند و مذهب آنها به آشنا شدن و مواجهه آنها با اولین مسلمان بستگی دارد.
 
حجت الاسلام و المسلمین بدیعی، امام مرکز اسلامی منچستر که فیلیپ سندروس بازیکن سابق آرسنال را انسانی بسیار متواضع معرفی می کند، در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان می کند: فیلیپ پس از آشنایی با اسلام به تشیع روی آورد و قرار است سفری به ایران داشته باشد. او برنامه های اسلامی اش را به طور مرتب دارد و کتاب های لازم و مورد نیاز برایش ارسال شده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 فتوا دهندگان جهادی که به تعطیلات تابستانی خود در اروپا می رسند+تصاویر تيتر يك اختصاصی/ فتوا دهندگان

به گزارش«شیعه نیوز» به تازگی تصویری از "العریفی" بر شبکه ی اجتماعی اینترنتی "تویتر" منتشر شده است که خشم فعالان را بر انگیخته است.

این تصویر، مفتی سعودی "محمد العریفی" را نشان می دهد که با چمدان هایش در حال وارد شدن به یکی از هتل های لندن می باشد. این تصویر همزمان با خطبه ی روز جمعه ی او مبنی بر واجب بودن جهاد در سوریه و کمک مالی و جانی به تروریستها منتشر شده است.

توئیت های اینترنتی بسیاری برای این تصویر نوشته شده است از جمله: به جهاد فرا می خواند و مبالغ جمع شده به این منظور را خرج سفرهای تابستانی اش می کند. فعال دیگری با تمسخر می نویسد: او را رها کنید به لندن رفته تا آرامش را برای مجاهدان بخرد! و....


برچسب‌ها: به گزارش«شیعه نیوز» به تازگی تصویری از, العریفی, بر شبکه ی اجتماعی اینترنتی, تویتر, منتشر شده است که خشم فعالان را بر انگیخته است
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 "برائت از مسلمانان"و"innocence of muslims"
زمان این فیلم موهن ـ با نام "برائت از مسلمانان" ـ دو ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" (وابسته به آمریکا) منتشر گردیده و با وجود اعتراضات تا این لحظه حذف نشده است. این در حالی است که این شبکه مدعی است ویدئوهایی که موجب خشونت شود یا توهین به احساسات عمومی باشد را منتشر نمی‏کند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، یک فعال صهیونیست مقیم آمریکا با همکاری تعدادی از قبطیان مصری مهاجر در این کشور و «تری جونز» کشیش دیوانه آمریکایی اقدام به ساخت فیلمی شرم آور در توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و دین اسلام کردند.


این فیلم موهن که با دو نام "برائت از مسلمانان" و "زندگی محمد[صلی الله علیه و آله] رسول اسلام" معرفی شده یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.


این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود دیروز و در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.

این کشیش دیروز و طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[صلی الله علیه و آله]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.


اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.

شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.


زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" (وابسته به آمریکا) منتشر گردیده و با وجود اعتراضات تا این لحظه حذف نشده است. این در حالی است که این شبکه مدعی است فیلمهایی که موجب خشونت شود یا توهین به احساسات عمومی باشد را منتشر نمی‏کند.

مشخصات فیلم

نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)

سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile

محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا

زمان: 120 دقیقه

حامیان مادی: صهیونیست‏ها.

حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

داستان فیلم

این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.


فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، دین اسلام به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(صلی الله علیه و آله) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دروغ معرفی کند.

روزنامه وال استريت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فيلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سياسي و نه مذهبي است و در آن از اسلام به عنوان سرطان ياد شده است.


آشنایی با کارگردان

سام باسيل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدير شركت‏هاي ساخمانی است که در کاليفرنياي جنوبي زندگي مي‌کند و دشمن قسم‌خورده اسلام است. علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).

باسیل از دیروز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهريور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

وی دیروز به روزنامه " وال استريت ژورنال" گفت: "براي اين فيلم 5 ميليون دلار از يكصد صهيونيست اعانه جمع آوري شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازيگر و تيمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در كاليفرنيا توليد شد".

اما با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ها بسیار آماتوری است.

آشنایی با حامیان فیلم

گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطي در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موريس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبيل بسادة» دبیرکل و «مهندس إيليا باسيلي» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.

اما رهبران قبطی مقیم مصر با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

«تری جونز» (به انگلیسی: Terry Jones): کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر می‏شوند. وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" که حاضران در آن از 50 نفر فراتر نمی رود حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله‏های رسانه‏ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد. عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند. تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏اند. رهبران دينی شهر ديربورن نيز با موضع‌گيری در برابر اين تصميم ضددينی تری جونز اعلام كرده بودند که مقابل مركز اسلامی ديربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام كنند مخالف اهانت به احساسات اقليت‌های مسلمان هستند. وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.


منبع: ابنا
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 عائشه به مردان غريبه شير مى‌داده است؟

توضيح سؤال:

عائشه، به خواهران خود دستور مي‌داد به مردان غريبه شير بدهند:

عائشه خودش به مردان غريبه شير مي‌داد:

آيا زني كه شوهر ندارد، مي‌تواند شير بدهد؟

ابو محمد دولابي از علماي بزرگ اهل سنت ، از سينه خود به كودكان شير مي‌داد:

آيا شير خوردن بايد به صورت مستقيم از سينه باشد؟

 

 

سؤال كننده : يوسف

1.1.1.        توضيح سؤال:

ارضاع كبير يا همان «شير خوردن مردان بزرگسال از يك زن»، از مباحثى است كه از صدر اسلام تا كنون جريان داشته است . تعدادى از آن طرفدارى و عده‌اى مخالفت كرده‌اند .

عائشه، همسر رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله، يكى از كسانى است كه طرفدار شديد تحقق رضاع از اين طريق بوده است ؛ اما ساير امهات المؤمنين، با اين قضيه مخالفت كرده‌اند.

1.1.2.        عائشه، به خواهران خود دستور مي‌داد به مردان غريبه شير بدهند:

علماى اهل سنت نوشته‌اند كه عائشه مردان غريبه‌اى را كه آن‌ها دوست داشتند بر او وارد شوند، پيش خواهران و يا دختران برادر و يا خواهر خود مى‌فرستاد تا آن مرد غريبه از آن‌ها شير بخورند و با عائشه از اين طريق محرم شوند .

محمد ناصر الدين البانى در صحيح سنن أبى داود مى‌نويسد:

فبذلك كانت عائشة رضي الله عنها تأمر بناتِ أخواتها وبناتِ إخوتها أن يرضعن مَنْ أحَبَتْ عائشة أن يراها ويدخل عليها- وإن كان كبيراً- خمس رضعات، ثم يدخل عليها.

بر اساس اين روايت، عائشه به دختران خواهر و دختران برادرش دستور مى‌داد به مردانى كه عائشه دوست داشت، آن مردان وى را ببيند و بر او وارد شوند؛ پنج بار شير بدهند؛ اگر چه آن مردان بزرگسال بودند .

سپس در ادامه مى‌گويد:

قلت: إسناده صحيح على شرط البخاري، وصححه الحافظ، ومن قبله ابن الجارود

من مى‌گويم كه اين روايت سندش بنابر شرايط بخارى، صحيح است و حافظ ابن حجر و قبل از او ابن جارود اين روايت را تصحيح كرده‌اند.

صحيح سنن أبي داود، ج6، ص302

عكس شماره 1

عكس شماره 2

تعداد ديگرى از علماى اهل سنت، تصريح كرده‌اند كه اين قضيه در حد فتوا دادن باقى نماند؛ بلكه خواهران عائشه به عده‌اى شير دادند و آن‌ها مى‌توانستند بر عائشه با اين روش وارد شده و در حقيقت با او محرم مى‌شدند.

ابن قيم الجوزيه، شاگرد ارشد ابن تيميه، در كتاب زاد المعاد مى‌نويسد:

قالوا: وقد صح عنها أنها كانت تدخل عليها الكبير إذا أرضعته في حال كبره أخت من أخواتها الرضاع المحرم .

علما گفته‌اند: به تحقيق با سند صحيح از او نقل شده است كه مرد بزرگسال بر او وارد مى‌شد؛ در صورتى در زمان بزرگسالى يكى از خواهرانش به او به اندازه محرم شدن، شير داده بود.

الزرعي الدمشقي الحنبلي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أبي بكر أيوب (مشهور به ابن القيم الجوزية ) (متوفاى751هـ)، زاد المعاد في هدي خير العباد، ج5، ص584، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - عبد القادر الأرناؤوط، ناشر: مؤسسة الرسالة - مكتبة المنار الإسلامية - بيروت - الكويت، الطبعة: الرابعة عشر، 1407هـ – 1986م.


عكس شماره 3

عكس شماره 4

حتى امام مالك در كتاب موطأ نقل مى‌كند كه سالم بن عبد الله بن عمر ، از ام كلثوم خواهر عائشه سه بار شير خورد؛ ولى چون نتوانست ده بار كامل شير بخورد، اجازه نداشت پيش عائشه وارد شود .

وحَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ نَافِعٍ أَنَّ سَالِمَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ أَخْبَرَهُ أَنَّ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ أَرْسَلَتْ بِهِ وَهُوَ يَرْضَعُ إِلَى أُخْتِهَا أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فَقَالَتْ أَرْضِعِيهِ عَشْرَ رَضَعَاتٍ حَتَّى يَدْخُلَ عَلَيَّ قَالَ سَالِمٌ فَأَرْضَعَتْنِي أُمُّ كُلْثُومٍ ثَلَاثَ رَضَعَاتٍ ثُمَّ مَرِضَتْ فَلَمْ تُرْضِعْنِي غَيْرَ ثَلَاثِ رَضَعَاتٍ فَلَمْ أَكُنْ أَدْخُلُ عَلَى عَائِشَةَ مِنْ أَجْلِ أَنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ لَمْ تُتِمَّ لِي عَشْرَ رَضَعَاتٍ.

نافع از سالم بن عبد الله بن عمر نقل كرده است كه عائشه ام المؤمنين او را پيش خواهرش ام كلثوم دختر ابوبكر، فرستاد تا از او شير بخورد. عائشه به او گفت كه به سالم ده بار شير بده تا بر من وارد.

سالم گويد: ام كلثوم به من سه بار شير داد؛ سپس بيمار شد و نتوانست بيش از سه بار شير بدهد . بنابراين من نمى‌توانستم بر عائشه وارد شوم؛ چون ام كلثوم نتوانسته بود، ده بار كامل به من شير بدهد .

مالك بن أنس ابوعبدالله الأصبحي (متوفاى179هـ)، موطأ الإمام مالك، ج2، ص603، ح1260، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - مصر.

عكس شماره 5

عكس شماره 6

عكس شماره 7

اكثر علماى اهل سنت بر همين نظر هستند كه خود عائشه به مردان غريبه شير نداده است؛ بلكه به خواهران، دختران خواهر و يا دختران برادر خود دستور مى‌داد كه آن‌ها به مردان غريبه، شير بدهند تا آن‌ها بتوانند بر عائشه وارد شوند .

اما آيا كسى از علماى اهل سنت، ادعا كرده است كه خود عائشه به مردان غريبه شير داده باشد يا خير؟

1.1.3.        عائشه خودش به مردان غريبه شير مي‌داد:

متأسفانه برخى از علماى اهل سنت، تصريح كرده‌اند كه خود به مردان غريبه شير داده‌اند، نه خواهران و يا دختران خواهر او .

از جمله استاد علامه دكتر شيخ موسى شاهين لاشين متوفاى 1430هـ استاد دانشكده اصول دين و دانشكده حديث دانشگاه الأزهر مصر و همچنين نائب رئيس اسبق اين دانشگاه، در كتاب فتح المنعم، شرح صحيح مسلم آورده است كه خود عائشه نيز شير داشته و به پسرى شير داده است تا با آن پسر محرم شود!!!

وكانت عائشه ـ رضي الله عنها ـ ترى أن إرضاع الكبير يحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وكان يدخل عليها، وأنكر بقية أمهات المؤمنين ذلك.

عائشه ، اعتقاد داشت كه رضاع كبير سبب محرميت مى‌شود و قطعا خود او پسرى ( كه نزديك به سن بلوغ بوده) را شير دارد و آن پسر بر او وارد مى‌شد؛ اما ساير مادران مؤمنان، آن را قبول نداشتند .

فتح المنعم شرح صحيح مسلم، ج5 ، ص622.

عكس شماره 8

عكس شماره 9

عكس شماره 10

همچنين محمد الطاهر بن عاشور، متوفاى 1284هـ نيز كه يكى از مفسران نامدار اهل سنت به شمار مى‌رود در كتاب تفسير التحرير والتنوير تصريح مى‌كند كه خود عائشه به مردان غريبه شير داده است:

... وكانت عائشة أمّ المؤمنين إذا أرادت أن يدخل عليها أحد الحجابَ أرضعتْه ، تأوّلت ذلك من إذن النبي صلى الله عليه وسلم لِسَهْلة زوج أبي حذيفة ، وهو رأي لم يوافقها عليه أمّهات المؤمنين ، وأبَيْن أن يدخل أحد عليهنّ بذلك ، وقال به الليث بن سعد ، بإعمال رضاع الكبير . وقد رجع عنه أبو موسى الأشعري بعد أن أفتى به .

ام المؤمنين عائشه، هر وقت كه مى‌خواست شخصى بر او وارد شود، به او شير مى‌داد. دليل او براى اين مطلب، اجازه پيامبر به سهله، همسر ابوحذيفه بوده است. اين ديدگاهى است كه ديگر همسران پيامبر با آن موافق نبودند و اجازه نمى‌دادند كه كسى با استفاده از اين روش بر آن‌ها وارد شوند . ليث بن سعد نيز اعتقاد به رضاع كبير داشته است؛ اما ابوموسى اشعرى بعد از اين كه فتوا داد، از فتواى خودش بازگشت .

محمد الطاهر بن عاشور (متوفاى1284هـ)، التحرير والتنوير ، ج4، ص297 ، ناشر : دار سحنون للنشر والتوزيع - تونس - 1997م.


عكس شماره 11

عكس شماره 12

عكس شماره 13

آيا اين مطلب توهين به همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله نيست؟

اگر جواب مثبت است، چرا اين مطالب از كتاب‌هاى اهل سنت، حذف نمى‌شود؟

آيا اگر يكى از علماى شيعه‌، چنين مطلب زشتى را در كتاب‌هاى خود مى‌آورد، علماى اهل سنت به بهانه توهين به همسران پيامبر، او را تكفير نمى‌كردند؟

1.1.4.        آيا زني كه شوهر ندارد، مي‌تواند شير بدهد؟

ممكن است كسى سؤال كند كه چگونه ممكن است، عائشه به مردان غريبه؛ آن‌هم در زمانى كه شوهر نداشته، شير داده باشد؛ در حالى كه او هيچگاه صاحب فرزند نشده است؟

در جواب مى‌گوييم: علماى اهل سنت تصريح كرده‌اند كه براى شير دادن لازم نيست كه زن حتما بچه‌دار شده باشد؛ بلكه كافى است كه دختر به سن حيض رسيده باشد و حتى دختران باكره نيز مى‌توانند شير بدهد و اگر چنين اتفاقى بيفتد، محرميت محقق مى‌شود .

انصارى شافعى در كتاب أسنى المطالب مى‌نويسد:

(وَهِيَ ثَلَاثَةٌ الْأَوَّلُ الْمُرْضِعُ فَيُشْتَرَطُ كَوْنُهَا امْرَأَةً حَيَّةً بَلَغَتْ سِنَّ الْحَيْضِ ، وَإِنْ لَمْ تَلِدْ) وَلَمْ يُحْكَمْ بِبُلُوغِهَا سَوَاءٌ أَكَانَتْ مُزَوَّجَةً أَمْ بِكْرًا أَمْ غَيْرَهُمَا... .

اركان رضاع سه چيز است: اول: كسى كه شير مى‌دهد، بايد زنى باشد كه زنده است و به سن حيض رسيده؛ حتى اگر بچه‌دار نشده باشد؛ حتى اگر حكم به بلوغ او نشود؛ تفاوتى نمى‌كند كه اين دختر ازدواج كرده باشد، يا باكره باشد يا غير آن .

الأنصاري الشافعي ، أبويحيى زكريا (متوفاى926هـ) ، أسنى المطالب في شرح روض الطالب ، ج3، ص415، تحقيق : د . محمد محمد تامر ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1422 هـ - 2000

بجيرمى نيز در حاشيه خودش بر منهج الطلاب همين قضيه را نقل كرده است:

(أَرْكَانُهُ) ثَلَاثَةٌ (رَضِيعٌ ، وَلَبَنٌ ، وَمُرْضِعٌ ، وَشُرِطَ فِيهِ كَوْنُهُ آدَمِيَّةً حَيَّةً) حَيَاةً مُسْتَقِرَّةً (بَلَغَتْ) وَلَوْ بِكْرًا (سِنَّ حَيْضٍ) أَيْ : تِسْعَ سِنِينَ قَمَرِيَّةً تَقْرِيبِيَّةً ... .

اركان رضاع سه چيز است: كسى كه شير بخورد، شير باشد، و كسى كه شير مى‌دهد. شرط شير دهنده اين است كه آدمى باشد، زنده باشد، به سن بلوغ رسيده باشد ـ حتى اگر باكره باشد ـ به سن حيض رسيده باشد؛ يعنى تقريبا 9 سال قمرى او كامل شده باشد .

البجيرمي الشافعي، سليمان بن محمد بن عمر (متوفاى1221هـ)، حاشية البجيرمي علي منهج الطلاب، ج4، ص131، ناشر:المكتبة الإسلامية - ديار بكر – تركيا.

و بغوى در شرح السنة مى‌نويسد:

وإذا نزل للبكر لبن ، فأرضعت به صبيا ، تثبت الحرمة إذا كانت في سن يحتمل فيها البلوغ ، وهي تسع سنين.. .

اگر از دختر باكره‌اى شير سرازير شد و كودكى را شير داد، حرمت ثابت مى‌شود ، به شرطى اين كه در سنى باشد كه احتمال بلوغ مى‌رود . و آن 9 سالگى است .

البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاى516هـ)، شرح السنة، ج9، ص79 ، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - محمد زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - دمشق _ بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ - 1983م.

تعداد زيادى از علماى اهل سنت ، همين قضيه را ذكر كرده‌اند كه ما به اختصار به همين اندازه اكتفا مى‌كنيم .

حال سؤال ما اين است كه وقتى يك دختر خردسال و باكره بتواند شير بدهد و شير او سبب محرميت شود، چرا عائشه نتواند شير بدهد ؟

1.1.5.        ابو محمد دولابي از علماي بزرگ اهل سنت ، از سينه خود به كودكان شير مي‌داد:

ابو محمد يافعى از دانشمندان نامدار اهل سنت، در شرح حال ابومحمد دولابى مى‌نويسد كه اين آقا كرامت‌هايى زيادى داشت؛ از جمله اين كه مى‌توانست از سينه‌هاى خود به كودكان شير بدهد :

وفي السنة (إحدى وعشرين وسبع مائة) المذكورة توفي صاحب اليمن شيخ القراءات ومعدن البركات مقرئ حرم الله تعالى ومحقق قراءة كتاب الله عز وجل الشيخ الكبير السيد الشهير أبو محمد عبد الله المعروف بالدلاوي رضي الله تعالى عنه ونفع به كان من ذوي الكرامات العديدات والمناقب الحميدات

يقال إنه ممن سمع رد السلام من سيد الأنام عليه وعلى آله أفضل الصلاة والسلام ورأيته يطوف في ضحى كل يوم أسبوعاً بعد فراغ الطلبة من القراءة عليه وكان قد انحنى انحناء كثيراً فإذا جاء إلى الحجر الأسود زال ذلك الانحناء وقبله وكان يعد ذلك من كراماته.

ومنها أنه كان عنده طفل غابت أمه عنه فبكى فدر ثديه باللبن فأرضع ذلك الطفل حتى سكت وله كرامات أخرى كثيرة شهيرة.

در سال ياد شده (721هـ)، صاحب اليمين، استاد قرائت‌ها، معدن بركات، قارى حرم خدا ، استاد بزرگ، سيد نام‌دار، ابومحمد معروف به دولابى از دنيا رفت . او صاحب كرامت‌هاى زياد و مناقب پسنديده‌اى بود .

گفته شده كه او از كسانى است كه پاسخ سلام خود را از رسول خدا صلى الله عليه شنيده ، ديدم كه او هر روز در هنگام برآمدن آفتاب ، بعد از پايان درس قرائت براى طلبه‌ها، هفت بار طواف مى‌كرد. قد او بسيار خميده بود، هر وقت به حجر الأسود مى‌رسيد، اين خميدگى از بين مى‌رفت و حجر الأسود را مى‌بوسيد. اين مطلب از كرامات او شمرده شده است.

يكى از كرامات او اين بود كه : كودكى در نزد او بود كه مادرش غائب شده بود، كودك گريه كرد؛ پس سينه‌هاى ابو محمد دولابى پر از شير شد و آن كودك را شير داد تا اين كه ساكت شد . او كرامت‌هاى زياد و مشهور ديگرى نيز داشت.

اليافعي، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان (متوفاى768هـ)، مرآة الجنان وعبرة اليقظان، ج4، ص260، ناشر: دار الكتاب الإسلامي - القاهرة - 1413هـ - 1993م.

عكس شماره 14

عكس شماره 15

عكس شماره 16

وقتى آقاى دولابى كه يك مرد است ، مى‌تواند شير داشته باشد و شير او كودكى را سير كند، چرا عائشه چنين معجزه‌اى نداشته باشد؟

1.1.6.        آيا شير خوردن بايد به صورت مستقيم از سينه باشد؟

برخى از طرفداران مكتب سقيفه، براى اين كه بتوانند از زشتى اين فتوا بكاهند، ادعا كرده‌اند كه لازم نيست شير خوردن مستقيم از سينه باشد؛ بلكه مى‌توان شير را از سينه دوشيد ، در ظرفى ريخت و به آن شخص داد تا سبب محرميت شود.

اما تعداد ديگرى از علماى اهل سنت، تصريح كرده‌اند كه تحقق رضاع تنها در صورتى ممكن است كه به صورت مستقيم از خود سينه باشد و كودك و يا بزرگسال سينه را بمكند ؛ در غير اين صورت اگر به صورت غير مستقيم باشد، محرميت محقق نمى‌شود.

ابن حزم اندلسى، يكى از فقهاى بزرگ تاريخ اهل سنت در باره چگونگى رضاع و اين كه بايد از خود سينه باشد و يا به صورت ديگر ، مى‌نويسد:

مسألة وأما صفة الرضاع المحرم فإنما هو ما امتصه الراضع من ثدي المرضعة بفيه فقط .

فلما من سقي لبن امرأة فشربه من أناء أو حلب في فيه فبلعه أو أطعمه بخبز أو في طعام أو صب في فمه أو في أنفه أو في أذنه أو حقن به فكل ذلك لا يحرم شيئا ولو كان ذلك غذاءه دهره كله ...

ولا يسمى إرضاعا إلا ما وضعته المرأة المرضعة من ثديها في الرضيع يقال أرضعته ترضعه إرضاعا.

ولا يسمى رضاعة ولا إرضاعا إلا أخذ المرضع أو الرضيع بفيه الثدي وامتصاصه إياه تقول رضع يرضع رضاعا ورضاعة.

وأما كل ما عدا ذلك مما ذكرنا فلا يسمى شيء منه أرضاعا ولا رضاعة ولا رضاعا إنما هو حلب وطعام وسقاء وشرب وأكل وبلع وحقنة وسعوط وتقطير ولم يحرم الله عز وجل بهذا شيئا ...

قال أبو محمد وقد اختلف الناس في هذا فقال الليث بن سعد لا يحرم السعوط بلبن المرأة ولا يحرم أن يسقى الصبي لبن المرأة في الدواء لأنه ليس برضاع إنما الرضاع ما مص من الثدي ( ( ( الثلث) ) )

هذا نص قول الليث وهذا قولنا وهو قول أبي سليمان وأصحابنا...

مسألة: اما چگونگى شير خوردن كه سبب محرميت مى‌شود : شير خوردن، زمانى سبب محرميت مى‌شود كه كسى كه شير مى‌خورد، بايد سينه شير دهنده را تنها و تنها در دهانش بگيرد .

اما اگر شير زن را در ظرفى بدوشند و آن شخص بخورده، يا در دهان او بدوشند و آن شخص شير را ببلعد، و يا با نان آن را بخورد، يا با غذايى قاطى شود، يا در دهان، بينى، گوش يا ماتحت او ريخته شود؛ همه آن‌ها سبب هيچگونه محرميتى نمى‌شود؛ حتى اگر در تمام عمرش اين شير غذاى او باشد .

رضاع، ناميده نمى‌شود؛ مگر اين كه زن، سينه خود را در دهان شير خورنده قرار دهد .

رضاع ناميده نمى‌شود؛ مگر اين كه شير خورنده با دهانش سينه زن را بگيرد و آن را بمكد.

اما غير از آن چه گفتيم، رضاع به حساب نمى‌آيد؛ بلكه دوشيدن، غذا، نوشيدن، شرب، خوردن، بلعيدن، شياف كردن، در دماغ ريختن، قطره قطره ريختن و .. ناميده مى‌شود كه خداوند اين روش‌ها را سبب محرميت قرار نداده است .

ابو محمد گفته: مردم در اين باره اختلاف كرده‌اند: ليث بن سعد گفته: اگر شير زن در بينى ريخته شود، سبب حرمت نمى‌شود؛ همچنين است اگر شير زن در ظرفى دوشيده شود ؛ زيرا اين روش، رضاع حساب نمى‌شود؛ رضاع در صورتى محقق مى‌شود كه از خود سينه مكيده شود .

اين عين كلام ليث بود، و اين نظر ما ، همچنين نظر ابى سليمان و تمام پيروان مذهب ما است.

إبن حزم الأندلسي الظاهري، ابومحمد علي بن أحمد بن سعيد (متوفاى456هـ)، المحلى، ج10، ص7، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ناشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت.

و باز ابن حزم اندلسى در جواب كسانى كه مى‌گويند چگونه ممكن است شخص بزرگسال از يك زن شير بخورد، مى‌گويد:

وقال بعض من لا يخاف الله تعالى فيما يطلق به لسانه كيف يحل للكبير أن يرضع ثدى امرأة أجنبية

قال أبو محمد هذا اعتراض مجرد على رسول الله صلى الله عليه وسلم الذي أمر بذلك والقائل بهذا لا يستحى من أن يطلق أن للمملوكة أن تصلي عريانة يرى الناس ثدييها وخاصرتها وأن للحرة أن تتعمد أن تكشف من شفتي فرجها مقدارالدرهم البغلى تصلى كذلك ويراها الصادر والوارد بين الجماعة في المسجد وأن تكشف أقل من ربع بطنها كذلك.

ونعوذ بالله من عدم الحياء وقلة الدين.

بعضى از كسانى كه از خداوند نمى‌ترسيدند، زبان از كام بيرون مى‌آورند و مى‌گويند: چگونه حلال است براى مرد بزرگسال كه از سينه يك زن اجنبى شير بخورد؟

ابو محمد (ابن حزم) گفت: اين سخن، تنها اعتراض به دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله است، گوينده اين مطلب حيا نمى‌كند از اين كه بگويد: براى كنيز جايز است در برابر ديدگان مردم سينه‌ها و باسن خود را برهنه كرده و نماز بخواند . و همچنين حيا نمى‌كند كه بگويد: براى زن آزاد، جايز است كه عمدا فرج خود را به اندازه درهم بغلى (به اندازه گودى كف دست!!!) برهنه كرده و نماز بخواند؛ در حالى خارج شوندگان از نماز جماعت در مسجد و كسانى كه وارد مى‌شوند، آن را مى‌بينند . و اين كه مى‌تواند زن آزاد يك چهارم شكم خود را برهنه نمايد و نماز بخواند.

به خدا پناه مى‌برم از اين بى حيايى و بى‌دينى .

إبن حزم الأندلسي الظاهري، ابومحمد علي بن أحمد بن سعيد (متوفاى456هـ)، المحلى، ج10، ص23، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ناشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت.

عكس شماره 17

عكس شماره 18

عكس شماره 18

منظور ابن حزم از اين شخص كه فتوا داده كنيز مى‌تواند سينه و باسن خود را در حال نماز برهنه كند و همچنين زن آزاد مى‌تواند به اندازه درهم بغلى از فرج خود را در برابر ديدگان ديگران و در حال نماز برهنه بگذارد، امام اعظم اهل سنت، نعمان بن ثابت ابوحنيفه است كه ابن حزم در كتاب المحلى ج3، ص224، به صورت كامل فتواي او را توضيح داده و نقل كرده است .

زين الدين عراقى، از علماى بزرگ اهل سنت در اين باره مفصل توضيح داده و سپس نظر ابن حزم را نقل مي‌كند كه بايد شير خوردن از خود سينه باشد و شير خوردن به صورت غير مستقيم سبب محرميت نمى‌شود.

السابعة استشكل أمره عليه الصلاة والسلام إياها بإرضاعه لما فيه من التقاء البشرتين وهو محرم قبل أن يستكمل الرضاع المعتبر وتصير محرما له قال القاضي عياض... ويحتمل أنه عفي عن مسه للحاجة كما خص بالرضاعة مع الكبر انتهى

وجعل أبو العباس القرطبي علي ذلك دليلا على الاختصاص به لأن القاعدة تحريم الاطلاع على العورة ولا يختلف في أن ثدي الحرة عورة لا يجوز الاطلاع عليه قال ولا يقال يمكن أن يرضع ولا يطلع لأنا نقول نفس التقام حلمة الثدي بالفم اطلاع فلا يجوز انتهى

ولم يعرج على ذكر ما تقدم عن القاضي من شربه بعد حلبه ولم يستصوب ابن حزم ذلك واقتضى كلامه جوازه مطلقا فإنه حكى عن بعضهم أنه قال: كيف يحل للكبير أن يرضع ثدي امرأة أجنبية؟ ثم نقضه بقول من قال إن للأمة الصلاة عريانة يرى الناس ثديها وخاصرتها وأن للحرة أن تتعمد أن ينكشف من شفتي فرجها قدر الدرهم البغلي تصلي كذلك وإن تكشف أقل من ربع بطنها كذلك انتهى... واعتبر ابن حزم في التحريم الامتصاص من الثدي وحكاه عن طائفة

هفتمين مطلب در مورد ارضاع كبير

در مورد امر به ارضاع كبير ، اين اشكال شده است كه لازمه اين كار برخورد پوست مرد و زن نامحرم قبل از محرم شدن است ! و قبل از تمام شدن رضاع اين كار حرام است !

قاضى عياض گفته است : ... ممكن است كه به خاطر احتياج به خوردن شير ، اين كار جايز شده باشد ، همانطور كه اصل شير خوردن در بزرگى براى او حكم خاص شد !

ابوعباس قرطبى اين روايت را دليل بر اين دانسته است كه حكم حرمت ، با ارضاع كبير تخصيص خورده است ؛ زيرا قاعده كلى حرمت نگاه به عورت است و اختلافى در اينكه سينه زن جزو عورت است ، و نگاه به آن حرام است، نيست ! ونمى‌توان گفت كه ممكن است شير بخورد ولى نگاه نكند ! چون خود شيرخوردن ، برخورد دو پوست است و جايز نيست ! (پس بايد اين حكم را تخصيص قاعده كلى دانست) اما او متوجه نكته‌اى كه قاضى گفته است كه مى‌توان شير را دوشيد و به او داد ، نشده است !

اما ابن حزم (با وجود دانستن كلام قاضي) اين كار (دوشيدن شير) را درست نمى‌داند ! و لازمه كلام او جواز شير دادن است مطلقا (حتى از پستان) ! زيرا او از بعضى از علما حكايت كرده است كه چطور ممكن است كه شخص بزرگسال ، از سينه زن نامحرم شير بخورد ! و سپس خود جواب داده است كه : همان كسانى كه مى‌گويند كنيز مى‌تواند نماز را لخت بخواند در حاليكه مردم سينه و پشت او را مى‌بينند ! و زن آزاد نيز مى‌تواند عمدا (اگر لباسى نداشت) در حاليكه (از ترجمه صريح به خاطر زشتى عبارت معذوريم) عورت او مكشوف است ...

ابن حزم براى محرم شدن ، خوردن شير از سينه را لازم مى‌داند و اين حكم را از گروهى از علما نقل مى‌كند !

العراقي ، أبو الفضل زين الدين عبد الرحيم بن الحسين (متوفاى806هـ) ، طرح التثريب في شرح التقريب ، ج7، ص129 ، تحقيق : عبد القادر محمد علي ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة : الأولى ، 2000م .

كاشانى حنفى در بدائع الصنايع مى‌نويسد كه گذاشتن سينه در دهان، در تحقق رضاع شرط است:

وَإِنَّمَا الْمَوْجُودُ من الْمُرْضِعَةِ التَّمْكِينُ من ارْتِضَاعِهَا بِإِلْقَامِهَا ثَدْيَهَا فَكَانَتْ مُحَصِّلَةً لِلشَّرْطِ .

آن شرطى كه شير دهنده دارد، اين است كه با گذاشتن سينه در دهان او، به او اجازه شير خوردن بدهد و به اين صورت شرط لازم را تحصيل كرده است .

الكاساني الحنفي ، علاء الدين أبي بكر بن مسعود بن احمد الشاشي الملقب بملك العلماء (متوفاى 587هـ)، بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع، ج4، ص11 ، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1982م.

بنابراين ، طبق نظر اين عده از علما و بزرگان اهل سنت، رضاع زمانى محقق مى‌شود كه شخص بزرگسال به صورت مستقيم و با دهان خود از سينه زن شير بخورد. و طبق گفته ابن حزم كسانى كه به اين مطلب اشكال كنند، به رسول خدا صلى الله عليه وآله اعتراض كرده‌اند .

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر (عج)

|+| نوشته شده توسط مهب در  |
  جایزه شیعه آنلاین برای کشتن خواننده ایرانی موهن


به گزارش شیعه آنلاین، «شاهین نجفی» خواننده ایرانی مقیم آلمان که اخیرا آهنگی به شدت توهین آمیز به امام هادی علیه السلام روانه بازار کرده، به شدت خشم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را بر انگیخته و قلبشان را به درد آورده است.

در پی انتشار این آهنگ توهین آمیز، حضرت آیت الله شیخ «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع عظام تقلید شیعه، با صدور فتوایی حکم جسارت کنندگان به امام هادی (ع) را اعلام کرد.

بر همین اساس حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائی در مورد توهین به ائمه و به ویژه امام هادی علیه السلام، فرمود: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد مرتدند.

در همین حال پایگاه خبری شیعه آنلاین نیز برای کشتن «شاهین نجفی» مبلغ 100 هزار دلار جایزه تعیین کرده است.

گفتنی است یک بانی خیر از یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، وعده داده که این مبلغ را به عنوان جایزه از طرف شیعه آنلاین به قاتل این خواننده موهن تقدیم کند.
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 آيا كسى از علماى اهل سنت، روايت هجوم ابوبكر به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها را معتبر دانسته است؟

روايت هجوم ابوبكر و دار و دسته او به خانه صديقه شهيده سلام الله عليها، در كتاب‌هاى متعدد و با سند‌هاى معتبر نقل شده است .

اين روايت ثابت مي‌كند كه ابوبكر دستور حمله به خانه آن حضرت را داده ، به زور وارد خانه شده و و مردان غريبه و نامحرم را وارد حريم رسول خدا صلى الله عليه وآله كرده است . خانه‌اى كه جبرئيل بدون اجازه وارد آن نمي‌شد، دشمنان خدا به زور وارد آن شدند و حرمتش را شكستند .

تعدادى از بزرگان تاريخ اهل سنت؛ از جمله سعيد بن منصور از دانشوران قرن سوم اهل سنت در سنن خودش و همچنين ضياء الدين مقدسى از دانشمندان قرن هفتم اهل سنت در كتاب الأحاديث المختارة، تصريح كرده‌اند كه روايت هجوم ابوبكر به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها معتبر است.

اصل روايت

ابن زنجويه در الأموال، ابن قتيبه دينورى در الإمامة والسياسة، طبرى در تاريخش، ابن عبد ربه در العقد الفريد، طبرانى در المعجم الكبير، مقدسى در الأحاديث المختاره، شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام و... داستان اعتراف ابوبكر را با اختلاف‌هاى جزئى نقل كرده‌اند كه متن آن را از كتاب الأموال ابن زنجويه،‌ از دانشمندان قرن سوم اهل سنت نقل مى‌كنيم:

أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه....

عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسي، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت:

إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، وثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله (ص)، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب ... .

من در زندگي‌ام تأسف نمى‌خورم مگر بر سه چيزى كه انجام دادم و دوست داشتم كه آن‌ها را انجام نمى‌دادم، و سه چيزى كه انجام ندادم و دوست داشتم آن‌ها را انجام مى‌دادم، و سه چيزى كه اى كاش از رسول خدا (ص) در باره آن‌ها مى‌پرسيدم. دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند ... .

الخرساني، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله المعروف بابن زنجويه (متوفاى251هـ) الأموال، ج 1، ص 387؛

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 21، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص36، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24؛

الطبري، محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 353، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛

الأندلسي، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاي: 328هـ)، العقد الفريد، ج 4، ص 254، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م؛

المسعودي، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1، ص 290؛

الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 1، ص 62، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م؛

العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 2، ص 465، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ- 1998م.

تحسين سعيد بن منصور (متوفاي 227هـ)

سعيد بن منصور، از بزرگان حديث در قرن سوم هجرى در سنن خود اين روايت را نقل كرده و گفته كه اين روايت «حسن» است.

جلال الدين سيوطى در جامع الأحاديث و مسند فاطمة و متقى هندى در كنز العمّال پس از نقل اين روايت مى‌گويند:

أَبو عبيد في كتاب الأَمْوَالِ عق وخيثمة بن سليمان الأَطرابلسي في فضائل الصحابة طب كر ص) وقال إِنَّه حديث حسن إِلاَّ أَنَّهُ ليس فيه شيءٌ عن النبي.

اين روايت را ابوعبيد در كتاب الأموال، عقيلي، طرابلسى در فضائل الصحابه، طبرانى در معجم الكبير، ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق و سعيد بن منصور در سنن خود نقل كرده‌اند و سعيد بن منصور گفته: اين حديث «حسن» است؛ مگر اين كه در آن سخنى از رسول خدا (ص) نيست.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 13، ص 101 و ج 17، ص 48؛

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) مسند فاطمه، ص34 و 35، ناشر: مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت، الطبعة‌ الأولي.

الهندي، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين (متوفاي975هـ)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 5، ص 252، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1998م.

 

 

 

عكس جلد كتاب

 

عكس اصل روايت

 

عكس صفحه معتبر دانستن روايت

طبق آن چه سيوطى و متّقى هندى در مقدّمه كتابشان گفته‌اند، مقصود از (ص) سعيد بن منصور در سنن او است؛ چنانچه مى‌گويد:

ص : لسعيد ابن منصور في سننه.

مسند فاطمه، ص 19

 

عكس صفحه توضيح رموز توسط سيوطي

 

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الشمائل الشريفة، ج 1، ص 16، تحقيق: حسن بن عبيد باحبيشي، ناشر: دار طائر العلم للنشر والتوزيع.

القاسمي، محمد جمال الدين (متوفاي1332هـ)، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، ج 1، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1399هـ - 1979م.

كنز العمال، ج 1، ص 15.

شرح حال سعيد بن منصور:

شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء در باره او مى‌نويسد:

سعيد بن منصور. ابن شعبة الحافظ الإمام شيخ الحرم أبو عثمان الخراساني المروزي ويقال الطالقاني ثم البلخي ثم المكي المجاور مؤلف كتاب السنن.

سمع بخراسان والحجاز والعراق ومصر والشام والجزيرة وغير ذلك من مالك بن أنس والليث بن سعد.... وكان ثقة صادقا من أوعية العلم... وقال أبو حاتم الرازي هو ثقة من المتقنين الأثبات ممن جمع وصنف.

وقال حرب الكرماني أملى علينا سعيد بن منصور نحوا من عشرة الآف حديث من حفظه.

سعيد بن منصور، حافظ و امام و شيخ حرم بود، به او خراساني، مروزى و طالقانى نيز مى‌گفتند. نويسنده كتاب سنن است، در خراسان، حجاز، عراق، مصر، شام و جزيره از مالك بن انس و ديگران و ليث بن سعد حديث شنيد و استفاده كرد. وى فردى دانشمند، مورد اعتماد و راست‌گو بود، ابوحاتم رازى او را مورد اعتماد و از نويسندگان و مؤلّفان قوى معرّفى كرده است.

حرب كرمانى گفته است: سعيد بن منصور نزديك به ده هزار حديث از حفظ براى ما خواند.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 10، ص 586، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و در تاريخ الإسلام مى‌نويسد:

سعيد بن منصور بن شعبة. الحافظ الحجّة، أبو عثمان الخراسانيّ المروزيّ، ويقال: الطّالقانيّ.

قيل إنّه نشأ ببلخ، ورحل وطوّف، وصار من الحفاظ المشهورين والعلماء المتقنين.

گفته شده كه سعيد بن منصور در بلخ متولّد و بسيار سفر كرد تا از حافظان مشهور و دانشمندان مورد اعتماد شد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 16، ص 586، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

و در تذكرة‌ الحفاظ مى‌گويد:

سعيد بن منصور بن شعبة الحافظ الإمام الحجة أبو عثمان المروزي....

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 416، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى.

اعتراف شخصى مانند سعيد بن منصور در قرن سوم هجرى و تعبير او از اين روايت به «حسن»، نشان‌دهنده اين است كه اين روايت در قرون نخستين اسلامى مطرح و مورد قبول دانشمندان اهل سنت بوده است.

تحسين ضياء المقدسي (متوفاي 643هـ)

ضياء‌ المقدسي، از مشاهير قرن هفتم هجرى و از بزرگان علم حديث اهل سنت، صاحب كتاب الأحاديث المختاره، اين روايت را «حسن» دانسته، مى‌گويد:

قلت وهذا حديث حسن عن أبي بكر إلا أنه ليس فيه شيء من قول النبي (ص).

اين روايت از ابوبكر «حسن» است؛ اگر چه در آن سخنى از رسول خدا (ص) نيست.

المقدسي الحنبلي، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاي643هـ)، الأحاديث المختارة، ج 1، ص 90، تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ.

 

عكس جلد كتاب الأحاديث المختارة

 

عكس صفحه اول از جلد اول كتاب الأحاديث المختارة

 

عكس صفحه اصل روايت

 

عكس معتبر دانستن روايت توسط مقدسي

 

شرح حال مقدسي:

شمس الدين ذهبى در باره او مى‌نويسد:

الضياء الإمام العالم الحافظ الحجة محدث الشام شيخ السنة ضياء الدين أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد بن عبد الرحمن السعدي المقدسي ثم الدمشقي الصالحي الحنبلي صاحب التصانيف النافعة....

ورحل مرتين إلى أصبهان وسمع بها ما لا يوصف كثرة وحصل أصولا كثيرة ونسخ وصنف وصحح ولين وجرح وعدل وكان المرجوع إليه في هذا الشأن

قال تلميذه عمر بن الحاجب شيخنا أبو عبد الله شيخ وقته ونسيج وحده علما وحفظا وثقة ودينا من العلماء الربانيين وهو أكبر من أن يدل عليه مثلي كان شديد التحري في الرواية مجتهدا في العبادة كثير الذكر منقطعا متواضعا سهل العارية.

رأيت جماعة من المحدثين ذكروه فأطنبوا في حقه ومدحوه بالحفظ والزهد سألت الزكى البرزالى عنه فقال: ثقة جبل حافظ دين قال بن النجار: حافظ متقن حجة عالم بالرجال ورع تقي ما رأيت مثله في نزاهته وعفته وحسن طريقته وقال الشرف بن النابلسي: ما رأيت مثل شيخنا الضياء.

ضياء مقدسي، پيشواى حافظ، دانشمند و محدّث اهل شام، استاد حديث، صاحب آثار مفيد بود... دو بار به اصفهان رفت و از آن جا بهره‌هاى فراوانى برد كه قابل وصف نيست؛ از جمله نسخه‌بردارى تأليف و تصحيح و جرح و تعديل راويان و مصنّفان كه مرجع ديگران نيز بود، از آثار و بركات حضورش در اين شهر بود.

عمر بن حاجب، شاگرد مقدسى در باره وى گفته است: استاد ما ابوعبد الله يگانه روزگار و تنها دانشمند زمانش از نظر عمل و دين، مورد اعتماد و از دانشمندان بنام بود، من كوچك‌تر از آنم كه در باره او سخن بگويم، او روايت شناس، در راز و نياز با خداوند پرتلاش و از دنيا بريده بود و اهل تواضع و فروتنى بود.

گروهى از محدّثان و راويان را ديدم كه در حقّ وى زياد سخن مى‌گفتند و با الفاظى مانند: حافظ و زاهد او را وصف مى‌كردند، از زكى برزانى در باره وى پرسيدم، گفت: مقدسى مورد اعتماد، حافظ و دين‌دار بود، ابن نجار او را با وصف حافط، حجّت، آگاه به علم رجال، اهل ورع و تقواى كه مانند او نديدم، مى‌ستايد. و شرف نابلسى در حق وى گفته است: مانند استادم ضياء مقدسى كسى را نديدم.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1405، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى.

همين مطالب را ابن رجب حنبلى در ذيل طبقات الحنابله، جلال الدين سيوطى در طبقات الحفاظ و العكرى الحنبلى در شذرات الذهب نقل مى‌كنند:

إبن رجب الحنبلي، عبد الرحمن بن أحمد (متوفاي795هـ)، ذيل طبقات الحنابلة، ج 1، ص 279.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، طبقات الحفاظ، ج 1، ص 497، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ.

العكري الحنبلي، عبد الحي بن أحمد بن محمد (متوفاي1089هـ)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج 5، ص 225، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن كثير - دمشق، الطبعة: الأولي، 1406هـ.

با تعريف و تمجيدى كه بزرگان اهل سنت از مقدسى كرده‌اند، اگر هيچ دليل ديگرى بر صحت اين روايت نباشد، همين اعتراف براى افرادى كه در پى حقيقت هستند، كفايت مى‌كند.

روايت «حسن» همانند روايت «صحيح» حجت است

ممكن است كسى اشكال كند كه بزرگان اهل سنت نگفته‌اند كه اين روايت «صحيح» است؛ بلكه گفته‌اند كه روايت «حسن» است؛ پس اعتبارى ندارد و نمي‌توان به آن احتجاج كرد. در پاسخ مي‌گوييم:

حتى اگر فرض را بر اين بگيريم كه اين روايت از نظر سندى به درجه «صحيح» نرسد و «حسن» باشد، بازهم در حجيت آن خللى وارد نمى‌شود؛ چرا كه روايت «حسن» نيز همانند روايت «صحيح» از ديدگاه اهل سنت حجت است و از نظر حجيت هيچ تفاوتى بين اين دو دسته از روايات نيست؛ چنانچه نووى مى‌نويسد:

ثم الحسن كالصحيح في الاحتجاج به وإن كان دونه في القوة؛ ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح.

روايت «حسن» در احتجاج همانند روايت صحيح است؛ اگرچه از نظر قوت از او پايين‌تر است، به همين خاطر طايفه‌اى اين روايت را در زمره روايات حسن آورده‌اند.

النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، التقريب، ج1، ص2، طبق برنامه الجامع الكبير

و ابن تيميه مى‌نويسد:

النوع الثاني. الحسن وهو في الاحتجاج به كالصحيح عند الجمهور.

نوع دوم از روايات، روايت «حسن» است. از ديدگاه جمهور علما، اين روايت در احتجاج همانند روايت صحيح است.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، الباعث الحثيث شرح إختصار علوم الحديث، ج1، ص129، طبق برنامه الجامع الكبير.

محمد بن جماعة مى‌گويد:

فروع: الأول الحسن حجة كالصحيح وإن كان دونه ولذلك أدرجه بعض أهل الحديث فيه ولم يفردوه عنه.

فرع: اول: روايت «حسن» همانند روايت «صحيح» حجت است؛ اگر از او پايين‌تر است؛ به همين خاطر برخى از اهل حديث آن را در زمره حديث صحيح آورده‌اند و جدا نكرده‌اند.

محمد بن إبراهيم بن جماعة (متوفاى733هـ)، المنهل الروي في مختصر علوم الحديث النبوي، ج1، ص36، تحقيق: د. محيي الدين عبد الرحمن رمضان، ناشر: دار الفكر - دمشق، الطبعة: الثانية، 1406هـ.

جلال الدين سيوطى مى‌گويد:

ثم الحسن كالصحيح في الاحتجاج به وإن كان دونه في القوة ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح العدل.

روايت حسن همانند روايت صحيح است در احتجاج؛ اگر چه از نظر قوت از او پايين‌تر است؛ به همين خاطر طايفه‌اى آن را نوعى از انواع روايت صحيح شمرده‌اند.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي، ج1، ص88، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ناشر: مكتبة الرياض الحديثة - الرياض.

و عبد الرؤوف مناوى مى‌گويد كه اگر كسى به دو روايتى كه هر كدام به تنهائى حجت نيستند، احتجاج كند، اشكالى ندارد:

الحسن كالصحيح في الاحتجاج به إن كان دونه في القوة. ولا بدع في الاحتجاج بحديث له طريقان، ولو انفرد كل منهما لم يكن حجة كما في مرسل ورد من وجه آخر مسنداً، أو وافقه مرسل آخر بشرطه كما ذكره ابن الصلاح.

روايت «حسن» همانند روايت «صحيح» است در احتجاج؛ اگر چه از نظر قوت پايين‌تر از آن است. اگر كسى به حديثى كه تنها دو طريق دارد، احتجاج كند، بدعت نكرده است؛ اگر هر كدام آن‌ها به تنهائى حجت نيست؛ همان طورى كه اگر روايت مرسى از طريق ديگرى به صورت مرسل نقل شده باشد و يا مرسل ديگرى از نظر معنا و شرايطى كه او دارد موافق باشد؛ چنانچه ابن صلاح همين مطلب را گفته است.

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، اليواقيت والدرر في شرح نخبة ابن حجر، ج1، ص392، تحقيق: المرتضي الزين أحمد، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1999م.

 

موفق باشيد

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 عایشه می گفت: به خدا قسم همچون زنى که از هووى خویش نفرت دارد، از على نفرت داشتم

بغض عایشه نسبت به حضرت علی

در منابع متعدد اهل سنت چنین آمده که: عایشه می گفت: به خدا قسم همچون زنى که از هووى خویش نفرت دارد، از على نفرت داشتم. واللّه‏ ما کان بینی و بین علیّ فی القدیم إلاّ ما یکون بین المرأة و أحمائها

طبرى، تاریخ الأمم و الملوک: ج 3، ص 60 ـ 61، حوادث سال 36 هجرى قمرى، تجهیز علیّ عائشة من البصرة؛ ابن‏ کثیر، البدایة و النهایة: ج 7، ص 257، حوادث سال 36 هجرى قمرى، مسیر علی بن أبیطالب من المدینة إلى البصرة بدلاً من الشام. و ابن‏ اثیر جزرى، الکامل فی التاریخ: ج 2، ص 348، حوادث سال 36 هجرى قمرى، ذکر مسیر علیّ إلى البصرة و الوقعة و....

|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 آماده باش برای حمله نظامی به سوریه

آیا زمینه های وقایع سخت قبل از ظهور از مرز اردن وسوریه فراهم می آید؟!در حالی که مردم اردن از فقر نسبی رنج می برند و خدمات درمانی به بهانه های مختلف به اردنی ها ارائه نمی شود حضور دهها هزار نفر لیبیایی در اردن سوالاتی را به ذهن متبادر می سازد که شاید پاسخ به این سوالات بتواند معمای حضور مشکوک لیبیایی ها در اردن را آشکار سازد.

 

به گزارش خبرنگار سرويس وبلاگستان مشرق،سعید نادری  در آخرین مطلب وبلاگ در جستجوی حقیقت نوشت:  از چند هفته قبل، شهروندان لیبیایی حضوری چشمگیر در اردن دارند شاید دهها هزار  نفر به بهانه درمان در خیابانهای اردن پرسه می زنند و این باعث شده که تمامی بیمارستانها ، درمانگاهها ، هتلها و حتی هتل آیارتمانها پر از افرادی باشد که به ظاهر مریض هستند و به بهانه معالجه به رزرو اتاق می پردازند. همین امر  باعث شده که شهروندان اردنی از کمترین خدمات درمانی در کشور خود رنج ببرند و احیانا بیمارستانی مناسب برای درمان خود نیابند. این روزها مسافران عادی در اردن به سختی می توانند هتل رزرو کنند . لیبیایی ها اکثرا در 3 منطقه کلیدی اردن  یعنی غرب امان ،منطقه  عبدون و شهر اربد در شمال اردن کشور سکونت داده شده اند.

آیا دولت اردن بدنبال این هست که به همگان اثبات کند خدمات پزشکی اردن در عالم بی نظیر است و هزینه درمان در این کشور به مراتب کمتر از کشورهای دیگر می باشد ؟

در حالی که مردم اردن از فقر نسبی رنج می برند و خدمات درمانی به بهانه های مختلف به اردنی ها ارائه نمی شود حضور دهها هزار نفر لیبیایی در اردن سوالاتی را به ذهن متبادر می سازد که شاید  پاسخ به این سوالات بتواند معمای حضور مشکوک لیبیایی ها در اردن را آشکار سازد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مهب در  |
 
 
بالا